غزل(6)

                                                                                         غلامعلی(امیر)صالحی

          بملازمان سلطان که رساند این دعا را؟

                  که بشکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

سلطان در این بیت یعنی پادشاه قلب عشاق یعنی کسی که بر قلب همه عاشقان تسلط دارد به استعاره یعنی جانان معنی بیت یعنی: چه کسی من از همه عاشق تر، من گدای عشق را به همراهان سلطان قلب عشاق می رساند که بشکرانه ی این پادشاهی ، من عاشق مسکین را از نظر دور مسازد.

          ز رقیب دیو سیرت بخدای خود پناهم

               مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

این بیت دارای آرایه تلمیح است چون اشاره دارد به آیه ای از قرآن مجید. شهاب ثاقب یعنی شعله افروخته. این دو کلمه از آیه   ده سوره صافات اقتباس شده است که این آیه مربوط است به راندن شیطانها از آسمان با شهاب ثاقب. این بیت بیش از ابیات دیگر غزل مفهوم عرفانی دارد معنی ظاهری بیت یعنی من از دست رقیب شیطان صفت خود بخدا پناه می برم که خداوند مرا مدد فرماید. اما از نظر معنی عرفانی می توان گفت شاعر اول با آوردن دو کلمه از آیه ای از قرآن شریف و مزین کردن بیت را به آرایه تلمیح قرآنی عشق معنوی خود را به معبود ازلی و ابدی اظهار می دارد و می گوید من همیشه ی عمرم را بیاد او هستم و می دانم که شیطان هم برای منصرف کردن من از این عشق پاک بیکار نمی نشیند(حتی به انحراف نفس من ازاین عشق پاک مصمم  می شود)اما از آنجائی که می دانم عشق دوطرفه است و معبود من هم آنقدر مهربان است که بیاری عاشقانش می آید و حتی اگر دشمن سرسخت انسان یعنی شیطان رجیم سرسختی نشان داد ، او باشهاب ثاقب به دورمیراندش ازخودش یعنی خداوند مهربان مدد می خواهم.

          مژه سیاهت ار کرد بخون ما اشارت

               ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

این بیت عاشقانه است شاعر به معشوق دنیایی می گوید:اگر تیر مژه سیاهت با مکر و حیله می خواهد خون ما را بریزد تو این کار اشتباه را نکن و به عاقبت کار که کشتن ما است بیندیش چون پشیمان می شوی و عاشقی چون ما نخواهی یافت.

          دل عالمی بسوزی چو عذار بر فروزی

               تو از این چه سود داری که نمی کنی مدارا؟

در ادامه بیت قبل صحبتش را با معشوق ادامه می دهد و می گوید وقتی رخ می نمائی وصورت میگدازی دل عالمی رامی سوزانی نمی دانم ازاین کارت چه سودی می بری که روی خوش نشان    نمی دهی.

          همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

                      به   پیام  آشنایان   بنوازد  آشنا   را

در همه ی شبها آرزوی من اینست که در هنگام صبح نسیم که پیام رسان عشاق است پیام آشنایی را بنوازد. این بیت دارای آرایه تلمیح است و عارفانه بودن این بیت کاملا مشهود می باشد و مثل بیت دیگر حافظ:بوی خوش تو هرکس ز باد صبا شنید – از یار آشنا سخن آشنا شنید. نکیه اش روی پیام آشنا و یار آشنا است. یعنی پیام آشنا منظورش همان پیام یار آشناست(نسیم جزء هستی ،  هستی تجلی هستی بخش یعنی خداوند تبارک و تعالی است این روش خداشناسی رادریافت درونی یا روش فطری نامند.برای روش خداشناسی استدلالی نیز از مثال باد استفاده شده است مولانا در دو بیت می گوید:ما همه شیر هستیم ولی چه شیری شیر روی علم حمله و حرکت ما از باد است و باد هم ناپیداست ای جان من بفدای آنکسی که وجود دارد ولی پیدا نیست(ما همه شیریم ولی شیر علم - - حمله مان از باد باشد دم بدم _ حمله مان از باد و ناپیداست باد - - جان فدای آنکه ناپیداست باد). در آیه مبارکه ای از قرآن مجید آمده است:فطرت دین حنیف خدای یگانه پرستی اسلام در وجود همه انسانها هست.یعنی خواسته درونی انسان میل و عشق به پروردگار است و ذات انسان با خداوند آشناست(فاقم وجهک للدین حنیفا فطرةالله التی فطرالناس علیها...آیه30سوره مبارکه روم)حافظ در این بیت و ابیات نظیر این که مفهومش را از قرآن مجید اقتباس نموده است با کلمات پیام آشنا و یار آشنا به پروردگار عشق می ورزد.

          چه قیامت است جانا که بعاشقان نمودی

               دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

این چه دشواری همانند دشواری قیامت است که برای عاشقانت نمودار ساختی دل و جان عاشقان بفدای رخسار تو باد. روی خود نهان مکن.

          بخدا که جرعه ای ده تو بحافظ سحرخیز

               که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

ترا بخدا قسم میدهم یک جرعه ازمی معرفت بحافظ بنوشان تا در ازایش شما را دعا کند و این را بدان که دعای صبحگاهی حافظ برای شما مؤثر واقع خواهد شد.